مدیریت ام بی ای - MBA MANAGEMENT
 
ارائه مقاله،مشاوره و مباحث روز در حوزه مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک

جزوات دکتری مدیریت مالی دانشگاه آزاد اسلامی خلاصه کتابهای رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه پیام نور

Check Google Page Rank خلاصه 100 کتاب مدیریتی آموزش زبان Face To Face


وبلاگ کیاوش دادخواه

شبکه تماشا

درک قدرت بمب اتم

مدیریت ام بی ای بهنام دادخواه

وبلاگ استاد احمد عاقلی

فـروشـگاه آنلایـن

فرم تماس با مدیر وبلاگ

چند وقت پیش، ماجرای کشف گنج حیرت انگیزی در هندوستان و ارزش بی نظیر آن ( تقریبا ۲۰ میلیارد دلار ) تبدیل به یکی از مهم ترین اخبار رسانه ای شد. زیبایی و زرق و برق این گنج‌ها، چشم‌ها را کور می‌کرد، کمرها را مقابل قدرت‌ها خم می‌کرد و آب دهان‌ها را برای داشتن کمی از آن راه می‌انداخت! اما حالا آنها کجا هستند؟ چه اتفاقی برایشان افتاده است؟ اینها شش گنج بزرگ دنیا هستند که دیگر اثری از آنها یافت نشد.

ثروت های بزرگ پادشاهان و راز ناپدید شدن این گنجینه ها همیشه یکی از موضوعات جذاب تاریخ بوده اند. محققان، باستان شناسان و حتی ماجراجوهای زیادی به خاطر کشف این گنج های افسانه ای به مکان های ناشناخته قدم گذاشته اند اما با وجود جست و جوهای زیاد، هیچ اثری از آنها دیده نشده است؛ طوری که انگار داستان وجود این گنج ها فقط یک افسانه بوده که در گذر زمان به فراموشی سپرده شده اما واقعیت این است که در فهرست بزرگ ترین گنج های گمشده دنیا، اسم شش گنجینه بزرگ به چشم می خورند که اسناد زیادی مبنی بر وجود آنها در دست است و مشکل تنها مکان های ناشناخته ای هستند که در آن پنهان شده اند؛ مکان هایی که هنوز کشف نشده اند.

گنجینه اتاق آمبر(کهربا):گنجینه اتاق آمبر منحصر به فردترین گنج گمشده تاریخ است که در قلعه کولینگزبرگ روسیه قرار داشت و در جنگ جهانی دوم به دست آلمانی ها افتاد. هرکدام از ضلع های این اتاق بزرگ که به شکل مربع ساخته شده بود حدود 35 متر طول داشت. نکته شگفت انگیز درباره اتاق آمبر اینجاست که خیلی ها می گویند اگر فهرست عجایب هفت گانه قدیمی، هشت تایی می شد حتماً اسم اتاق آمبر به عنوان مورد هشتم در آن ثبت می شد چرا که تمام دیوارهای داخلی این اتاق از طلا ساخته شده بود و هر وسیله ای هم که در درون این اتاق قرار داشت یا از طلا بود و یا طلاکاری شده بود؛ حتی موزائیک های کف این اتاق کاملاً از طلا بودند. در درون اتاق سه درخت نمادین وجود داشت که آنها هم از طلا ساخته شده بودند و دیوارهای داخلی آن هم با جواهراتی که هرکدام به تنهایی یک شاهکار به حساب می آمدند، تزئین شده بود.
اتاق آمبر یکی از با ارزش ترین کارهای هنری پروسی- روسی بود که در ابتدا برای شاه فردریش اول، پادشاه پروس ساخته شد و بعدها در سال 1716 به سزار معروف روس یعنی پترکبیر، رسید. این اتاق شگفت انگیز در کاخ کاترین در نزدیکی سن پترزبورگ امروزی قرار داشت و ارزشی که برای این اتاق تعیین کرده بودند، مبلغی در حدود 142 میلیون دلار بود. وقتی در جنگ جهانی دوم، هیتلر تصمیم گرفت ماشین های جنگی نازی ها را به سمت روسیه بچرخاند، محافظان و نگهدارندگان اتاق آمبر نگران و دستپاچه شدند چون با توجه به پیشروی سریع نازی ها در خاک روسیه و جبهه شرق، محافظان گنجینه اتاق آمبر وقت بسیار محدودی برای جا به جایی آن داشتند. آنها در مرحله اول سعی کردند کل این اتاق را جا به جا کرده و به قسمت هایی از کشور روسیه ببرند که احتمال رسیدن هیتلر به آن مناطق کمتر بود تا گنجینه از دستبرد نازی ها در امان بماند اما این ایده درست از آب درنیامد چرا که دیوارهای اتاق آمبر شروع به ریزش کردند و انتقال غیرممکن شد. بعد از اینکه آنها از جا به جایی اتاق آمبر به مکانی امن تر ناامید شدند، سعی کردند نمای ظاهری اتاق را تغییر بدهند. درنتیجه تصمیم گرفتند دیوارهای اتاق و کاشی های کف آن و قسمت های طلاکاری شده را با کاغذ دیواری بپوشانند تا این اتاق هم مثل بقیه اتاق های معمولی قلعه به نظر برسد. بالاخره نازی ها در اکتبر 1941 به سن پترزبورگ رسیدند و با جست و جوی زیاد به اتاق آمبر دست پیدا کردند . نازی ها بعد از دست یافتن به اتاق آمبر در قلعه کولینگزبرگ، در سال های باقیمانده از جنگ آن را به نمایش گذاشتند. هر چند در آوریل سال 1945، کنترل شهر و در نتیجه قلعه کولینگزبرگ دوباره به دست روس ها افتاد اما گنجینه افسانه ای اتاق آمبر در هیچ جایی پیدا نشد. در حقیقت اتاق آمبر از این تاریخ به بعد هرگز دیده نشد. بعد از مفقود شدن این گنج افسانه ای، سؤال های زیادی درباره سرنوشت آن مطرح شد که جواب هیچ کدام از آنها تا به امروز روشن نشده است. براساس یکی از فرضیه ها درباره این گنجینه گمشده، خود ارتش روسیه عامل ناپدید شدن آن عنوان شده است. به عبارتی ارتش روس در دوران محاصره این شهر و زمانی که از زمین و آسمان روی سر آلمانی ها بمب می ریخت به طور سهوی گنجینه را از بین برده است.
اما یکی از فرضیه های دیگر این است که با توجه به اینکه نازی ها وقت زیادی برای جا به جایی گنجینه داشتند، شروع کردند به حفر تونل های زیرزمینی تا گنجینه را به آلمان ببرند. البته حفر تونل و انتقال ارتش و ادوات جنگی از استراتژی های مهم جنگی در زمان جنگ جهانی دوم بوده و این فرضیه هم براساس همین موضوع بیان شده است. احتمالی هم که برای سرنوشت گنجینه آمبر در این فرضیه متصور می شود این است که با بمباران ارتش روسیه، قسمت هایی از تونل فرو ریخته و گنجینه در این تونل های زیرزمینی مدفون شده است. فرضیه دیگری هم وجود دارد که براساس آن افسران نازی در زمان محاصره شهر به دست روس ها به تعداد محدودی از سربازان خود دستور داده اند یک پناهگاه زیرزمینی حفر کرده و گنجینه را در آنجا پنهان کنند اما چون امیدی به حفظ شهر و شکستن محاصره نداشته اند، به احتمال زیاد گنجینه را نابود کرده اند تا به دست ارتش روسیه هم نرسد و آنها از این ثروت عظیم علیه نازی ها در جنگ استفاده نکنند. در هر حال با وجود کاوش های زیادی که برای یافتن گنج و حتی سرنوشت آن پس از جنگ انجام شد، نتیجه ای به دست نیامده و هنوز کسی نمی داند که آیا گنج توسط نازی ها به آلمان برده شده یا اینکه زیر خروارها خاک مدفون شده است. البته برای افرادی که علاقه مند بودند گنجینه اتاق آمبر و عظمت آن را از نزدیک ببینند این اتاق مجدداً در کاخ کاترین به طور نمادین بازسازی شده است.

گنجینه ریش سیاه:ریش سیاه یکی از دزدان دریایی معروف اوایل قرن 18 میلادی بود که در دریاهای بزرگ و اقیانوس ها دست به چپاول و غارت کشتی ها می زد. این دزد دریایی موفق شد در مدت کوتاهی ثروت زیادی برای خود و گروهش به دست بیاورد که فقط افسانه آن تا به امروز باقی مانده و خبری از خود این گنج ها نیست. البته روش این دزد دریایی آن قدر حساب شده بود که اسم او در میان موفق ترین دزدان دریایی قرار داد. در آن دوران که ثروت هر کشور با میزان طلاهایی که داشت سنجیده می شد، کشور اسپانیا دست به استخراج طلا و نقره از معدن های مکزیک و آمریکای جنوبی می زد و این طلاها را با کشتی به کشورش منتقل می کرد اما کشتی های اسپانیایی در راه بازگشت به اسپانیا با مشکل بزرگی به اسم ریش سیاه مواجه می شدند. ریش سیاه و خدمه اش با خونسردی کامل خود را در مکان های مناسب بر سر راه کشتی های اسپانیایی مخفی می کردند و در یک حمله غافلگیرانه طلاهای آنها را می دزدیدند.
حرف های زیادی درباره ریش سیاه شنیده می شد مثل اینکه او بسیار خشمگین، بی رحم و فرصت طلب است و برای رسیدن به هدفش به هیچ موجود زنده ای رحم نمی کند. اسم این دزد دریایی در دریای آتلانتیک، سواحل آمریکای جنوبی و شمالی، باهاما و کارولینای شمالی وحشت بر اندام همه می انداخت اما سرانجام در نوامبر سال 1718 رابرت ماینرد، کاپیتان یکی از کشتی های جنگی بریتانیا توانست او را به دام بیندازد. رابرت ماینرد بعد از دستگیر کردن ریش سیاه، سر این دزد دریایی را از تنش جدا کرد و برای اعلام پیروزی و همچنین عبرت سایرین، سر او را روی دکل کشتی اش آویزان کرد. اما سرنوشت طلاهای بی شمار و گنجینه عظیمی که او برای خود در طی سال ها دزدی از کشتی ها دیگر جمع کرده بود چه شد؟ تا به امروز فقط همین قدر مشخص شده که محل و یا محل هایی که ریش سیاه گنج های خود را مخفی می کرد با مرگش برای همیشه از بین رفته است؛ با این حال جویندگان طلا هیچ وقت از تلاش برای یافتن گنجینه های او دست برنداشتند زیرا گنجینه های او جزو بزرگ ترین گنجینه های طلا در طول تاریخ به شمار می آیند. البته جزایر کارابین و غارهای جزایر سایمون جزو محل هایی هستند که خیلی ها احتمال می دهند گنج افسانه ای ریش سیاه در آنها مخفی شده باشد؛ با این حال جست و جو در این مکان ها هم بی نتیجه بوده است.

گنج های لیما: در سال 1820، منطقه لیما در کشور پرو در معرض یک شورش داخلی قرار گرفت. به همین دلیل، نایب السلطنه لیما تصمیم گرفت گنج ها و دارایی های این شهر را برای در امان نگه داشتن از دست شورشیان داخلی، به مکزیک منتقل کند. این گنجینه که شامل وسایلی تزئین شده از جواهرات، شمعدان های طلا، دو مجسمه بزرگ طلا از مریم مقدس و مسیح، به همراه تعداد زیادی سکه های طلا بود در 11 کشتی بارگیری شد. قیمتی که برای آن تخمین می زنند نزدیک به 60 میلیون دلار است. کاپیتان ویلیام تامپسون، فرماندهی کشتی های حامل این گنجینه را که به سمت مکزیک در حرکت بود، بر عهده داشت اما نایب السلطنه باید تحقیق بیشتری درباره ویلیام تامپسون انجام می داد و بعد گنجینه را به او می سپرد چرا که تامپسون خودش یک دزد دریایی بود. وقتی که کشتی ها به مقصد مکزیک حرکت کردند، ویلیام تامپسون به همراه دزدان دریایی دیگر گلوی نگهبانان پرویی را بریدند و جسد آنها را درون دریا انداختند. تامپسون بعد از تسلط کامل بر تمام کشتی ها به سمت جزایر کوکو در اقیانوس هند که در آن زمان تحت حکمرانی استرالیا بود حرکت کرد. این جزیره همان مکانی است که به نظر می رسد او و مردانش گنج های افسانه ای لیما را در آنجا مخفی کرده اند. بعد از مخفی کردن گنج، تامپسون و یارانش تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند و گنجینه را به حال خود رها کنند تا اوضاع آرام شود و بعد از آرام شدن شرایط دوباره به جزیره برگردند و گنج را بین خودشان تقسیم کنند اما کشتی تامپسون در مسیر بازگشت محاصره شد و همه خدمه کشتی به همراه تامپسون دستگیر و در دادگاه به جرم دزدی های دریایی محاکمه شدند. در جریان این محاکمه، تامپسون و ناخدای دوم کشتی به اعدام محکوم شدند اما برای رهایی از اعدام تصمیم گرفتند جای گنج را فاش کنند؛ به همین خاطر تامپسون و ناخدای دوم کشتی همراه یک کشتی اسپانیایی مجدداً به جزایر کوکو بر گشتند. آنها در این جزایر موفق شدند از دست مأموران فرار کنند و در اعماق جنگل های انبوه این ناحیه مخفی شوند. از آن روز به بعد هیچ کس دیگر از محل گنج، ناخدا تامپسون و دوستش خبری ندارد. تا به امروز نزدیک به 300 سفر به این جزایر انجام شده که همه این تلاش ها برای یافتن گنجینه لیما شکست خورده است. آخرین فرضیه ای که درباره محل این گنجینه اعلام شده، این است که این گنج ها در جزایر کوکو مخفی نشده اند بلکه به جزیره نامعلومی در سواحل آمریکای مرکزی برده و در آنجا مخفی شده اند و بعد برای گمراه کردن دیگران ناخدا و همراهانش مدعی شدند که آنها را در جزایر کوکو مخفی کرده اند.

گنجینه گمشده فرعون: وقتی که هاوارد کارتر در سال 1922 توانست مقبره توت آنخ آمون را در «دره پادشاهان» پیدا کند، از دیدن زرق و برق جواهراتی که این پادشاه جوان با خود به دنیای دیگر برده بود( در حقیقت جواهراتی که با این پادشاه دفن شده بود) زبانش به لکنت افتاد. در کنار اتاقی که این فرعون جوان در آن به خاک سپرده شده بود؛ خزانه ای وجود داشت که از جواهرات زیادی انباشته شده بود. جست و جو در این اتاق حدود 10 سال وقت کارتر را گرفت تا بتواند فهرستی از تمام جواهرات و وسایل درون آن تهیه کند. این در حالی است که وقتی مقبره های فرعون های دیگر در اواخر قرن 19 کشف می شد، تمامی خزانه ها خالی بودند. این موضوع نشان دهنده این قضیه است که دزدان مقبره در طی قرن های گذشته تمامی گنجینه های این مقبره ها را خالی کرده اند اما مسأله ای که ذهن تمام کاوشگران مقبره فرعون ها را به خود مشغول کرده، این است که خارج کردن تمام گنج های مقبره های فراعنه نیاز به وسایل و مهارت خاصی دارد که ممکن است از عهده دزدان مقبره ها خارج باشد؛ پس چه اتفاقی برای سایر گنجینه های مدفون در کنار فرعون های مصر افتاده است؟!

بعضی از محققان و کاوشگران اعتقاد دارند که این گنجینه ها توسط کاهنان معبد برداشته شده اند؛ چرا که در سال های 425 تا 343 قبل از میلاد، این کاهنان مأمور خاکسپاری مجدد فراعنه سلسله های پیش شده بودند و به احتمال زیاد این گنج ها را هم آنها برای معبدهایشان برداشته اند. یکی از دلایل دیگر که احتمال برداشتن این گنجینه ها توسط کاهنان را نشان می دهد، این موضوع است که فراعنه مصر استفاده از گنجینه های فراعنه پیشین را برای خود شوم می دانستند؛ به همین دلیل در طول تاریخ مدرکی دال بر برداشته شدن طلاهای یک فرعون توسط فرعون بعدی به چشم نمی خورد اما کاهنان خود را از فرمانرواها مجزا می دانستند و حتی گاهی قدرت آنها از قدرت فرمانروا هم بیشتر بود و در نتیجه حق انجام هر کاری را به خودشان می دادند. یکی از متهمان اصلی این ماجرا جریهور نام دارد؛ او یکی از افسران ارتش مصر و همچنین از کاهنان عالی رتبه معبد آمون در سال های 1080 تا 1074 قبل از میلاد در زمان فرمانروایی رامسس ششم بر مصر بود. بعد از مرگ رامسس ششم، جریهور با وجود آنکه اصلیتش معلوم نبود توانست تخت پادشاهی را به دست آورد و قدرت پادشاهی را میان خود، پسرخوانده و همدستانش که او را در انجام این توطئه یاری کرده بودند تقسیم کند. او خودش را مسؤول خاکسپاری مجدد فراعنه سلسله های پیشین هم قرار داد. اما مکان مقبره او بعد از مرگش و در گذر تاریخ به فراموشی سپرده شد و تا به امروز هم پیدا نشده است. برای همین کاوشگران اعتقاد دارند که تمام گنجینه های فراعنه مهم در مقبره او قرار دارد. اما این مقبره هنوز کشف نشده است. او تمام گنجینه های فراعنه سابق را از محل مقبره های آنها خارج کرد و بعد از مرگش دستور داد تا آنها را همراهش دفن کنند و احتمالاً به خاطر وجود همین ثروت عظیم، از مقبره او به خوبی محافظت می شده و مقبره اش به گونه ای ساخته شده که کشف مجدد آن بدون نقشه امکان پذیر نباشد. به همین خاطر با وجود پیشرفت های قرن حاضر هنوز مقبره او کشف نشده و در نتیجه گنج هایش هم پیدا نشده اند.

گنجینه مونته‌زوما زیر گل و لای: اول جولای ۱۵۲۰، برای مکزیکی‌ها روز خونباری بود؛ روزی که ارتش اسپانیا با خشونت، تمام تمدن کهن آزتک را از پای درآورد. درحالی که شهر به طور کامل توسط ارتش اسپانیا محاصره شده بود «فرمانده هرناندو کورتز» و سربازانش به نبرد ادامه می‌دادند تا اینکه شکست آنها تقریبا قطعی‌ شد. برای همین، سربازان مدافع شهر به دستور فرمانده، جواهرات را در گوشه‌ای جمع کردند تا در یک زمان مناسب همراه آنها از شهر بگریزند. اما اسپانیایی‌ها پیش از عملی شدن نقشه وارد شهر شدند و سربازها هم مجبور شدند تا بی‌درنگ همه جواهرات را به قعر دریاچه تزنوکو بریزند. ظروف نقره و طلا و سنگ‌های گران‌قیمت فراوانی که حاصل سال‌ها امپراتوری آزتک بود، به دریاچه ریخته شد تا اولا به ‌دست مهاجمان نیفتد و بعد هم اگر امکانش بود روزی به آنجا برگردند و میراث آباو اجدادی‌شان را بردارند. اما کسی زنده نماند و آنهایی هم که توانستند بگریزند دیگر هیچ‌گاه نتوانستند به شهر باز گردند. اکنون گفته می‌شود این گنج عظیم پس از پنج قرن هنوز دست نخورده در میان گل و لای دریاچه پنهان شده است. در سال‌های اخیر تلاش زیادی برای دستیابی به این جواهرات صورت گرفته است. حتی یکی از رئیس‌جمهورهای مکزیک دستور لایروبی دریاچه را داد، اما نتیجه‌ای نداشت!

صندوق مقدس: در طایفه باستانی بنی‌اسرائیل، صندوق گنج معروفی بود که به اعتقاد آنها در زمین مقدس‌تر از آن وجود نداشت. حاکم اصلی و مرکزی بنی‌اسرائیل، مامور این صندوق کذایی بود که طبق کتاب مقدس، برای خداوند نگهداری می‌شد. ۱۱۲ سانتی‌متر طول، ۶۶ سانتی‌متر عرض و ۶۶ سانتی‌متر هم ارتفاع این صندوق ساخته شده از جنس چوب اقاقیا بود. داخل و بیرون طلا اندود شده، نقش و نگارهای زیبای طلایی و دو مجسمه طلایی فرشته در چپ و راست صندوق، آن را از هر حیث ارزشمند می‌کرد. داخل صندوق دو تخته سنگ که روی آن ۱۰ فرمان موسی حک شده بود قرار داشت. آنها معتقد بودند این گنجینه مقدس، مردم و اموالشان را در مقابل خطرات و بلاها حفظ می‌کند. ۶۰۷ سال پیش از میلاد، بیت​المقدس که پایتخت بنی‌اسرائیل بود و این صندوق در معبد سلیمان نگهداری می‌شد، به‌وسیله بابِلی‌ها محاصره شد. در یک جنگ خونبار، بیش از یک میلیون نفر کشته و تعداد زیادی آواره شدند. ۷۰ سال بعد، وقتی بنی‌اسرائیل به شهرشان بازگشتند، اثری از صندوق مقدس پیدا نکردند. به راستی چه اتفاقی برای این صندوق و محتویات داخلش افتاده که تابه‌حال اثری از آن یافت نشده است؟ مهم‌ترین فرضیه این است که عبریان، پیش از آغاز جنگ آن را جایی مخفی کردند تا به دست بابلی‌ها نیفتد. برخی هم معتقدند که این صندوق گرانبها توسط بابلی‌ها معدوم شده است.

منبع:همشهری سرنخ، شماره 62

 

از بازدید شما دوست گرامی متشکرم


نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/08/20 توسط بهنام دادخواه
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ