چكيده

تفكر استراتژيك مدير را قادر مي‌سازد تا بفهمد چه عواملي در دستيابي به اهداف مورد نظر موثر است و چگونه اين عوامل موثر براي مشتري ارزش مي‌آفريند؟ تفكر استراتژيك را مي توان به نوعي قدرت دروني و ذهني در مدير تعبير نمود كه با بهره گري از آن ضمن در نظر داشتن شرايط محيط و تحولات محيط ناپايدار جهاني اقدام به اخذ تصميم و برنامه ريزي نموده و استراتژي هاي سازمان خود را در محيط كسب و كار ناپايدار و متحول امروز طراحي مي نمايد .تفكر استراتژيك در دنياي كسب و كار امروز از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا بدون اين تفکر، تلاشهاي سازمان براي دستيابي به استراتژی های تدوين شده اثربخش نخواهد بود.
 

مقدمه:

در قرن حاضر سازمانها،نهادها وبنگاه هاي ارائه كننده خدمات و توليدات باتوجه به فشردگي و نزديكي بالاي رقابت و نوآوري كه برگرفته از جهاني شدن و تغييرات سريع در عرصه هاي بين المللي مي باشد بايد به صورتي عمل نمايند که ضمن حفظ بقاء سازمانی ، مزیت رقابتی خود را نیز افزایش دهند و در واقع با پایبندی به تفكر استراتژیك از سمت و سوی مدیریت خرد (در کل سازمان ) فاصله گرفته و مدیریت کلان ( متناسب با فضای سازمان ) را به اجرا درآورند. روند تحولات پیچیده و سریع جهانی سبب شده است که اقتصاد از اتکاء بر دارایی های مشهود به سمت دارایی های نامشهود ( دانش ) سوق یابد ، اينجاست كه شبكه پيچيده روابط انساني در سازمان بر سلسله مراتب پايگاني پيشي مي گيرد و در واقع نگرش انسان مدارانه رو به فراز نهاده است. یعنی امروزه یک مدیر و رهبر باید بداند آنچه در سازمان او مهمتر است تعاملات و روابط پیچیده سازمانی میان افراد است و باید برای اداره امور سازمان ورهبری از این روابط میان خود و کارکنان سازمان به بهترین شکل بهره گرفت و این یکی از ویژگیهای مهم هشت گانه رهبری است.