دورنمای آینده مدیریت دانش
اگر چه نگرشهای ویژه ای به مدیریت دانش وجود دارد که از یک شرکت به شرکت دیگر متغیر است ولی در همه ی این شرکت ها مطالب کلیدی و یک نقطه نظر مشترک ظهور می یابد . مدیریت دانش نیاز دارد که در فرهنگ سازمانی جایگزین شود و نیز تعهدات در تمام سطوح یک شرکت (برای استفاده ی مداوم ازمدیریت دانش) با آن همسو شوند .
باکمن و لبزو مونسانتور و کمپانی های دیگر در ابتدا روی افراد و روشهایی برای ارتقای یادگیری و بهبود روابط هم به طور محلی و هم به صورت جهانی تمرکز داشتند.
از این رو یک زیر ساخت قوی شکل می گیرد که برای نیازهای هر سازمان ابزارهای لازم برای تضمین موفقیت تلاشهای مدیریت دانش را فراهم میکند. نکته ای که از میان هزاران تجربه ی مشترک افراد پدیدار می شود اینست که مدیریت دانش نیازی به وسائل بیشتر و تجهیزات بهتر ندارد بلکه ترجیحﺄ نیازمند یک چشم انداز جدید برای ارتباط اطلاعاتی است که پیشرفت قدرت درک و تسریع اقدامات را موجب شود .که اینها را برای ایجاد دانش نیاز دارد.
مدیریت دانش خودش نه تنها در جستجوی راهکارهایی جهت تحت کنترل در آوردن حافظه ی مشترک است بلکه به دنبال مهارتهای مشترک و سرمایه های فکری نیز بوده است.
سازمانها ی امروزه بی وقفه در تلاشند تا خود را از رقبایشان متمایز کنند اما این تنها دلیل لازمه ی تحت کنترل در آوردن دانش سازمانی نیست بدین معنی که سازمانها به دنبال کسب توانایی لازم برای ایجاد تمایز، کاربرد هوشمندانه داراییهای دانشی برای مقاصد رشد و نوآوری هستند.
سازمانها برای اینکه بتوانند مدیریت دانش را توسعه داده و تقویت کنند،باید در پنج فعالیت عمده مهارت لازم را کسب نمایند. این پنج مهارت به شرح زیر است:
• قدرت حل نظام مند مسأله را پیدا کنند.
• توانایی کسب تجربه از موفقیتهای دیگران و بکارگیری راهکارهای نوین را داشته باشند.
• تجارب قبلی و فعلی را به کار گیرند.
• خود را با الگو برداری از سازمانهای موفق مقایسه نمایند.
• توانایی انتقال مؤثر و سریع دانش را در تمام سطوح سازمان داشته باشند.
هر کدام از این مهارتها نیازمند تفکر ویژه،ابزار و رفتار معینی است که باید به هنگام بکارگیری آن مورد استفاده قرار گیرد . پدیده مدیریت دانش بستگی به مختصات دانش و منابع آن ، شناسایی و طرح فعالیتهای مربوط به دانش و منابع مربوط به آن و تشخیص عواملی که در هدایت مدیریت دانش تأثیر دارد، خواهند داشت.