چرخه ی پارادايم یا الگو واره

مقدمه
دنيای كسب و كار طی سه دهه اخير شاهد ظهور پارادايم هایی نظير «مشتری گرایی» و برتری كسب وپارادایم كار و افول «مهندسی گرایی» و برتری فنی بوده است. در عرصه صنعت نيز «توليد انبوه» از بين رفته و «توليد ناب» جايگزين آن شده است.
امروزه همه عرصــــه ها ازجمله علم، كسب و كار و صنعت، در معرض تحولات عميق و پايدار قرار دارند. هر روز پارادايمی جديد و به دنبال آن قواعد جديدی ظهور يافته و قواعد گذشته را منسوخ می كند. اين تغييرات هر بار فصل نوينی برای پيش فرضها، برداشتها و شيوه های اثربخش زندگی گشوده و گامی ديگـــر، بشر را در بی نهايت تكامل به پيش می برد.
اين موارد نمودهایی از مفاهيم پر راز و رمز پارادايم هاست. مفاهيمی كه با جهان عاليتری از ادراكات بشری پيوند خورده است.
همچنين فرصتها (و منافع نهفته در آنها) در بستر قواعد پارادايم شكل می گيرند. فرصتها درونمايه اصلی استراتــژی ها هستند و استراتژی ها برای موفقيت بايستی بر فرصتهای معتبر و منفعت ساز متكی باشند. پارادايم ها، قواعد و فرصتها، زنجيره ای هستند كه دنيای «واقعی» را با جهان «حقيقت» مرتبط می كنند. اين زنجيره مفهومی، پيوندی عميق و ســرنوشت ساز را پديدار می سازد: چرخه پارادايم، قواعد ساده، استراتژی.

ادامه نوشته

پارادایم شیفت ، Paradigm Shift‏

A Paradigm Shift is when a significant change happens - usually from one fundamental view to aA paradigm shift is a change different view. In most cases, some type of major discontinuity occurs as well.

Paradigm Shift is a popular, or perhaps, not so popular shift or transformation of the way we Humans perceive events, people, environment, and life altogether. It can be a national or international shift, and could have dramatic effects -- whether positive or negative -- on the way we live our lives today and in the future.

روندهای سرنوشت ساز جامعه را خواه در جهت تسريع و تسهيل فرآيند توسعه و يا ستيز با آن، انسان‌های خاص رقم می‌زنند.

در انسان، رفتارها و تصميم‌ها و راه‌حل‌هايی که برای مسائل انتخاب می‌شوند، از نظام فکری، مدل ذهنی و به بيانی ديگر، از پاراديم حاکم بر ذهن فرد تاثير می‌پذيرند.

با اين فرض می‌توان چنين استدلال کرد که اگر در جامعه‌ای به رغم وجود منابع سرشار و شرايط مناسب، توسعه‌ای رخ نمی‌دهد، ريشه و علت را بايد در زير‌ساخت فکری و نوع نگاه حاکمان، تصميم‌گيران، سياست‌گذاران، قدرت‌ورزان و مديران جامعه جستجو کرد.

به همان تعبير، اگر در جامعه‌ای ديگر، به رغم کمبود منابع و وجود شرايط نامساعد، توسعه پرشتاب رخ می‌دهد، علت آن نيز نوع نگاه و نظام فکری و پاراديم ذهنی [رسانه‌ها و تغيير در پاراديم‌های ذهنی] افراد مذکور است.

ادامه نوشته