مروری بر اقتصاد کلان
اقتصاد کلان چيست؟
در اقتصاد کلان(Macroeconomics) روابط اقتصادی متغيرهایی مانند توليد، مصرف، پسانداز، سرمايهگذاری، درآمد، رشد اقتصادی، تورم و مانند اينها مورد بررسی و مطالعه قرار میگيرد. به عبارت ديگر: اقتصاد کلان، بررسی وضع اقتصادی در سطح کل است و برخلاف اقتصاد خرد که به بررسی قيمتها، مقدار خريد، فروش، هزينه، درآمد و غيره در سطح بنگاهها و بازارهای فردی میپردازد، اقتصاد کلان مجموعه نظريههایی است که پديدههای اقتصادی را در سطح مقادير جمعی تجزيه و تحليل می کند و مجموع رفتارها و واکنشهای اقتصادی و نيز دورانهای بازرگانی و تغييرات ايجادشده در بازارهای کالاها و خدمات، کار، سرمايه و پول را مورد مطالعه قرار میدهد. دامنه اقتصاد کلان بسيار گسترده و مشتمل بر نظريههای سرمايهگذاری، توليد، درآمد، اشتغال، بيکاری، تورم، مصرف، سطح عمومی قيمتها، نظريههای پولی و نرخهای بهره، سود، هزينهها و بدهيهای دولت، کسری بودجه، تجارت خارجی و بهطورکلی شامل مجموعه سياستهای مالی و پولی و رشد اقتصادی و حتی پيش بينی تغيير آنها در آينده است.
سوالات و موضوعات مطرح در اقتصاد کلان
همانطور که بیان شد، موضوعات و مفاهيم و سوالات فراوانی را میتوان يافت که در قالب اقتصاد کلان قابل طرح و بحث هستند، اما به نظر میرسد مهمترين موارد بدينقرارند:
1- چه عواملی در تعيين ميزان توليد و اشتغال در جامعه موثرند و موجب نوسان آنها میشوند؟
2- چه عواملی در تعيين سطح عمومی قيمتها موثرند و موجب نوسان آنها میشوند؟ تورم و رکود چگونه به وجود میآيند؟
3- چه عواملی در تعيين ميزان متوسط نرخ دستمزد در جامعه موثرند؟
4- چگونه میتوان آثار مصرف، سرمايهگذاری، مخارج دولت و تجارت بينالملل بر سطح کلی توليد و اشتغال و قيمتهای داخلی و رشد اقتصادی را مورد بررسی قرار داد؟
5- چه عواملی و چگونه کل توليد جامعه را بين مصرف و پسانداز تقسيم میکنند و اين امر در توليد، اشتغال و قيمتها چه آثاری بر جای می گذارند؟
6- چه عواملی موجب رشد مداوم در بخشهای مختلف اقتصادی میشوند؟
يادآور می شود که در سطح کلان متغيرهای اقتصادی مانند مصرف، توليد، سرمايهگذاری، پسانداز، هزينههای دولتی و درآمد، همگی در سطح کلی مورد بررسی قرار میگيرند.
اهداف مهم اقتصاد کلان
هدفهای اقتصاد کلان در گذشته و امروز گرچه تفاوتهای عمدهای را به ويژه از نظر سياستگذاریها و دخالت دولتها در امور اقتصادی داشته است، اما کليت آنها در جامعه تغيير چندانی نکرده است. مهمترين هدفهای اقتصاد کلان دستيابی و يا نزديک شدن به موارد زير است:
1- اشتغال کامل: وضعيتی که در آن بيکاری غير ارادی (نوعا در مورد نيروی انسانی) وجود نداشته باشد و يا در حداقل ممکن و قابل قبول باشد.
2- ثبات قيمتها: يعنی سياستگذاران اقتصادی با سياستگذاريها و تصميمهای خود سعی کنند با اقدامات مناسب طوری عمل کنند که قيمتها (قيمت کالاها، خدمات، عوامل توليد و غيره) نوسانات زيادی نداشته باشند.
3- توزيع عادلانه درآمد در جامعه: دسترسی همه آحاد جامعه به امکانات با تبعيض و تمايز نباشد، بطوری که شکافهای موجود بين دهکهای درآمدی جمعيت کشور کم شود و يا حداقل، زيادتر نشود.
4- رشد و توسعه اقتصادی مداوم: که همان هدفغایی مادی و معنوی همه اقتصادهای دنياست.
رشد اقتصادی چيست؟
هنگامی که درباره نرخ رشد اقتصادی به عنوان عامل اصلی افزايش سطح زندگی در بلندمدت صحبت می کنيم، در واقع به اين پرسش مهم پاسخ میدهيم که: تغيير مثبت محصول ناخالص ملی واقعی چگونه بايد حاصل شود؟ در نظريههای رشد، روابط متقابل ميان عرضه عوامل، پسانداز و سرمايه در فرآيند رشد بصورت الگو بيان میشود. در واقع در تابع توليد، آنچه موجب رشد اقتصادی میشود، رشد مجموعه نيروی کار، رشد سرمايه و بهبود کارایی ها يا دانش فنی هستند که خود را در قالب بهرهوری عوامل نشان میدهند. هرکدام از اين منابع سهمی در رشد دارند، اما از آنجا که سهم نيروی کار تقريبا ثابت است و دانش فنی نيز در کوتاه مدت تغيير چندانی ندارد، ازجمله مهمترين منابع برای رشد اقتصادی، رشد سرمايه است که در تعيين آن، پسانداز نقش بسيار مهمی ايفا میکند و پسانداز هم به درآمد بستگی دارد که خود به سرمايه وابسته است، لذا اگرچه با فرآيندی وابسته به هم روبرو هستيم؛ اما نرخ پسانداز در يک سيستم اقتصادی متعادل تعيين کننده ميزان کالاهای سرمايهای و سطح توليد است. هرچقدر نرخ پسانداز بالاتر رود، امکان افزايش ميزان کالاهای سرمايهاي و سطح توليد فراهمتر خواهد شد. افزايش نرخ پسانداز تا رسيدن نظام اقتصادی به وضع پايدار جديد، رشد اقتصادی را بالا میبرد.
عوامل موثر در کاهش رشداقتصادیکدامند؟
مجموعه عوامل موثر در کاهش رشد اقتصادی عبارتند از: عدم ثبات قيمتها، انحراف منابع از توليد، افزايش هزينههای مبادله و تجاری، کاهش آزادی اقتصادی، وجود موانع مختلف در جريان سرمايهگذاری خارجی و کاهش آن، تسلط دولت بر موسسات مالی و دخالت در جريان اعتبارات و غيره. از طرف ديگر، معمولا رشد اقتصادی بيکاری را تحت تاثير قرار میدهد؛ به همين دليل در بررسیهای اقتصادی، رشد و بيکاری را با يکديگر مورد مطالعه قرار میدهند. يعنی به منظور ارزيابی وضعيت اقتصادی، توجه خاصی نسبت به رشد اقتصادی و بيکاری مبذول میشود. رشد مثبت و پايدار نشانگر توان بالا و سلامت اقتصاد است اما افزايش بيکاری و نوسانات زياد رشد، نشانگر ضعف اقتصاد میباشد. با افزايش توليد ناخالص ملی(GNP) از بيکاری کاسته می شود و بالعکس. در اين مورد توجه به مطالعات اوکان سودمند خواهد بود.
قانون اوکان: رابطه معکوسی بين بيکاری و توليد ناخالص ملی وجود دارد؛ با افزايش نرخ بيکاری، توليد ناخالص ملی حقيقی کاهش میيابد.
تعریف اقتصاد کلان: اقتصاد کلان عبارت از مطالعه و تجزيه و تحليل پديدهها و بررسی روابط بين متغيرهای کلی اقتصادی به منظور پيشبينی و اتخاذ سياستهای مناسب برای آينده و نيز اصلاح سياستها و تصميمات کلان اقتصادی گذشته يک کشور است. پس با شناخت و کاربرد اقتصاد کلان انتظار داريم از يک طرف پيشبينیهای لازم و مناسبی برای اقتصاد کشور صورت گيرد و از سوی ديگر، سياستهای اقتصادی گذشته بهطور مداوم مورد بازنگری قرار گيرند تا وضعيت متغيرهای کلی اقتصادی بهبود پيدا کنند، رشد اقتصادی تحقق يابد و بيکاری و تورم مهارشوند.
بازيگران عرصه اقتصاد کلان و پديدآورندگان بازارها
بطورکلی مفاهيم مربوط به چرخه اقتصادی (درآمد و توليد)، مفهوم درآمدملی، توليدملی و غيره را در قالب مفاهيم کلی زير میتوان بيان نمود: آنچه در اقتصاد کلان مورد مطالعه و بررسی واقع میشود مجموعه روابطی است که بين عوامل موثر در اقتصاد شکل میگيرد. در اين عرصه خانوارها ( با مصارف و پساندازها )، بنگاهها (با سرمايهگذاری و توليد)، دولت (با هزينهها و مالياتها) و مجموعه بازارهای کالاها و خدمات يا بازارهای مالی و سرمايه که در داخل و خارج از کشور شکل میگيرند، اقتصاد کلان يک جامعه را تحت تاثير قرار میدهند.
چرخه يا جريان اقتصادی مجموعه فعل و انفعالها و فعاليت هایی هستند که بين مجموعه عوامل (نهادهای) اقتصادی در سطح ملی(خانوارها و بنگاهها) جريان پيدا میکنند و منجر به اشتغال، توليد و درآمد میشوند. دولت به عنوان يک نهاد قانونی متناسب با سطح رشد فرهنگی، اجتماعی و سياسی هرجامعه، در امور اقتصادی مداخله میکند که چگونگی تاثيرگذاری و نقش آن در اقتصاد در قالب چرخه اقتصادی، متعاقبا مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
توضيح متغيرها و مفاهيم اصلی حسابهای ملی و کلان اقتصادی
در اقتصاد کلان متغيرهای گوناگونی وجود دارند که تعدادی از آنها از اهميت زيادی برخوردارند. همچون درآمد(محصول) ملی، سطح عمومی قيمتها، سطح عمومی اشتغال و بيکاری، نرخ بهره، تراز پرداختها، نرخ ارز و ... . درآمد ملی، محصول ملی و توليد ملی بهطور عام، کل توليدات يک کشور را نشان میدهند. بهعبارت ديگر حسابهای ملی برآورد منظمی از محصول ناخالص ملی را ارائه میکنند که موجب سنجش عملکرد اقتصاد کشور در توليدکالاها و خدمات میشوند.
درآمد ملی (NI)
عبارت است از: مجموع عايدیها و درآمدهای حاصل از عوامل توليد که به منظور توليد کالاها و خدمات در يک اقتصاد ملی در يک دوره مالی (مثلا يک سال) به کار گرفته میشوند (مانند حقوق و دستمزد نيروی انسانی، اجاره زمين و ساختمان، سود سرمايه و بهره، حقوق مالکيت و مانند آن). در واقع درآمد ملی در يک جامعه کل دريافتهای عوامل توليدند که در سطح ملی بايد معادل ارزش کالاها و خدمات توليد و مبادله شده توسط بنگاهها باشند.
حسابداری ملی: دانشجويان درس اقتصاد کلان در مباحث اقتصادی حسابداری ملي با مفاهيم توليد ناخالص ملی، توليد خالص ملی و توليد ناخالص داخلی و نيز محاسبه شاخصهای مختلف آشنا میشوند.
توليد يا محصول ناخالص ملی
بنا به تعریف عبارت است از: مجموعه ارزش تمامی کالاها و خدمات نهایی توليد شده در يک دوره معين مالی (مثلا يکسال).کلمه نهایی از آن جهت استعمال میشود که يک کالا يا خدمت اقتصادی،دوبار محاسبه نشود. مثلا کالای واسطهای در محاسبات منظور نمی شود يا اگر بشود برای محاسبه ارزش کالای نهايی، بايد ارزش کالای واسطهای از آن کم شود؛ يعنی اين کالاهای واسطهای برای فروش مجدد خريداری نشده باشند. بهعبارت ديگر توليد ناخالص ملی معياری برای سنجش اندازهگيری فعاليتهای اقتصادی است که در يک دوره مالی بهوقوع پيوستهاند. میتوان گفت با بررسی مجموعه ارزشهای تمام کالاها و خدمات توليد شده در يک دوره مالی می توان به وضعيت اقتصادی جامعه پی برد. توليد ناخالص ملی ممکن است بهصورت اسمی يا جاری (با وجود تغيير سطح عمومی قيمتها) مورد بررسی قرارگيرد و يا ممکن است با ارقام واقعی مورد مطالعه قرار گيرد.
توليد يا محصول خالص ملی (NNP )
معمولا محصول خالص ملی به منزله عامل سنجش بهتری از ميزان فعاليتهای اقتصادی، که با توجه به ذخيره سرمايه و نيروی کار موجود، میتواند برای دورههاي طولانی تداوم پيدا کند، مورد استفاده قرار میگيرد. میتوان با کسر نمودن ذخيره استهلاک از محصول ناخالص ملی، محصول خالص ملی يا درآمد خالص ملی را بهدست آورد : (D - GNP = NNP) يعنی هرگاه ميزان استهلاک هر دوره از توليد ناخالص ملی آن دوره کم شود، توليد خالص ملی به دست می آيد. ميزان استهلاک(D) ، ارزش کالاهای سرمايهای است که در جريان توليد هر دوره مورد استفاده قرار گرفته و در واقع مستهلک شدهاند.
مصرف شخصی
مصرف شخصی بخشی از درآمدخانوارها است که در يک دوره مالی صرف کالاها و خدمات مصرفی میشود و در قالب مخارج در میآيد. عوامل موثر بر مصرف شخصی شامل دارایی مصرفکنندگان است که بهصورت پول نقد، دسترسی به سپردههای بانکی، اوراق بهادار و غيره بوده که درجه نقدشوندگی آنها زياد باشد و شامل مصرف کالاهای مصرفی بادوام همچون يخچال، اتومبيل و غيره و نيز افزايش استاندارد زندگی از نظر مصرف خدمات و کالاهای مصرفی بیدوام مانند: نان، گوشت، و مانند اينها میشود. ضمنا توسعه اعتبارات مصرفکننده، نرخ بهره، تغييرات قيمتها، انتظارات مصرفکننده و توزيع درآمد ازجمله عواملی هستند که روی مصرف مصرفکننده تاثير دارند که البته بين اقتصاددانان اتفاقنظر کامل در مورد تاثير و درجه تاثير آنها وجود ندارد. در قسمت هزينههای مصرفی بخش خصوصی، بيشتر به مفاهيم مصرف پرداخته خواهد شد.
پسانداز
پسانداز بخشی از درآمد خانوارهاست که در دوره مورد بررسی به مصرف نرسيده و خانوارها مصرف آن را
به اميد مصرف بيشتر و بهتر در آينده، به تاخير انداختهاند. اين وجوه معمولا در بازارهای مالی(موسسات پولی و اعتباری يا بورس) سپردهگذاری يا پسانداز میشوند. اقتصاد يک جامعه هر چقدر در جذب پساندازها و هدايت آنها به سمت سرمايهگذاريهای ثابت،موفقتر و نظام مند عمل کند، در جهت رشد و توسعه بيشتر حرکت خواهد کرد.
سرمايهگذاری
سرمايهگذاری برنامهريزی شده مجموعه وجوهی است که توسط بنگاهها و دولت بهصورت کالاهای سرمايهای، ماشينآلات، تجهيزات، ساختمان و مانند آن از بازار کالاها و خدمات سرمايهای خريداری میشود. تغيير در موجودی انبارها (تغيير در موجودیها اعم از کالا، کالای نيمساخته يا مواد اوليه)جزء سرمايهگذاری برنامهريزی شده است، در حالی که تغييرات ناخواسته جزء سرمايهگذاری برنامهريزی نشده به شمار میرود. به عبارت ديگر، وقتی بنگاهها و نيز يک کشور در وضعيت عادی قرار داشته باشند، کل سرمايهگذاریها و از جمله موجودی انبار را متناسب با برنامهريزی خود تنظيم و اجرا میکنند. اما در وضعيتهای ديگر موجودی انبارها ممکن است به دليل رونق اقتصادی يا رکود اقتصادی دچار تغييرات شوند و به ترتيب کاهش يا افزايش يابند. به همين دليل است که به تغيير در موجودی انبارها، سرمايهگذاری برنامهريزی نشده گفته میشود.
ماليات های خالص
بطور کلی، مالياتها عبارت از مجموعه وجوهی است که مطابق قوانين موضوعه توسط بنگاهها، شرکتها و مردم برای تامين مخارج و اداره کشور به دولت پرداخت می شود. مالياتهای خالصTn عبارت از مجموعه مالياتها(T) منهای پرداخت های انتقالی دولت به مردم و بنگاههاست Tr) يارانه و غيره).
(ماليات خالص= کل مالياتهای دريافتی دولت منهای پرداختهای انتقالی) یا (Tn =T- Tr)
هزينههای دولت (G)
هر دولتی برای اداره امور کشور مجبور به انجام هزينههایی است که اين هزينهها نيازمند تامين مالی میباشد و بايستی منابع تامين آنها مشخص گردد. هزينههای دولت عبارت از مجموعه مخارجی است که دولت در يک دوره مالی برای تحقق هدفهای مورد نظر خود صرف خريد کالاها و خدمات میکند. اين وجوه معمولا توسط مردم بهطور مستقيم و غيرمستقيم پرداخت میشود.
موجودی انبار
بنگاههای اقتصادی همواره برای اينکه جريان توليد و فروش بر اثر بهوجود آمدن نوسانات بازار دچار وقفه نشوند، مجبور هستند مقداری موجودی انبار داشته باشند. موجودی انبار يا سرمايه در گردش مقدار کالای ساخته شده آماده فروش، کالاهای نيمه ساخته در جريان يا در فرآيند توليد و مواد اوليهای است که به عنوان ذخيره، جريان توليد و فروش را بهطور متناسب تداوم می بخشند. چنانچه موجودی يا ذخيره مواد اوليه برای ادامه جريان توليد بنگاهها ناکافی باشد و يا موجودی کالای نهایی در انبار بنگاهها متناسب با قراردادهای فروش آنها نباشد، روند توليد و فروش کالاهای نهایی به مخاطره خواهد افتاد.
توليد(يا محصول) ناخالص داخلی (GDP)
ميزان موفقيت اقتصاد يک کشور را با تغييرات مثبت GDP نشان می دهد.توليد(محصول)ناخالص داخلی،ارزش پولی توليد کالاها و خدماتی است که سهم خارجيان مقيم کشور و کالاهای واسطهای از آن خارج شده و سهم هموطنان مقيم در خارج کشور نيز در آن به حساب نيامده باشد. به بيان ديگر، ارزش آنچه را که صرفا در داخل مرزهای يک کشور( توسط گروه مقيم) توليد شده باشد، محصول ناخالص داخلی نامند. به اين ترتيب، اگر در رابطه زير جمع جبری درآمد عوامل توليد، داخل پرانتز، مثبت باشد، توليد ناخالص داخلی کوچکتر از توليد ناخالص ملی است و بالعکس:
(درآمدخارجيان مقيم درداخل-درآمدعوامل توليدازخارج)+توليدناخالص داخلی=توليدناخالص ملی
افراد و موسسات مقيم و غيرمقيم: کليه افراد و موسساتی که در قلمرو داخلی(سرزمين داخلی) يک کشور زندگی میکنند يا به فعاليت اشتغال دارند، حوزه داخلی اقتصاد را تشکيل میدهند. مجموعه افراد و موسسات (عوامل اقتصادی) حوزه داخلی اقتصاد به دو گروه؛ مقيم و غيرمقيم قابل تقسيم میباشد. اشخاص مقيم به افراد و موسساتی اطلاق میشود که يا بومی کشور موردنظر باشند(به مفهوم تابعيت برای افراد و تابعيت و ثبت برای شرکتها و موسسات) و يا مدت اقامت آنان در کشور مربوطه بيش از يکسال باشد. افراد و موسساتی که فاقد شروط فوقالذکر باشند، غيرمقيم تلقی میشوند. بنابراين خارجيانی که برای مقاصد متفاوت از جمله گذران ايام تعطيل، استفاده از خدمات پزشکی، تورهای مطالعاتی، شرکت در کنفرانسها و شرکت در مسابقات ورزشی به کشور وارد میشوند، کارکنان ناوگانهای خارجی، تجار خارجی، کارگران فصلی با کمتر از يکسال اقامت، نمايندگان سياسی سفارتخانهها، کنسولگریها، دستگاهها و سازمانهای بينالمللی که اعضای آنها تابعيت کشور مربوطه را نداشته باشند، همگی غيرمقيم تلقی میشوند.
درحسابداری اقتصادی غالبا لفظ ملی به عنوان جايگزين لفظ مقيم بهکار میرود و در تعيين مرز بين عوامل اقتصادی مقيم و غير مقيم معمولا تابعيت و اقامت بيش از يکسال ملاک اصلی تشخيص است.
توليد(يا محصول) سرانه ناخالص داخلی
توليد(محصول) سرانه ناخالص داخلی معياری است که معمولا سطح زندگی مردم در جوامع مختلف را نشان میدهد. اگر توليد ناخالص داخلی در هر دوره بر جمعيت کشور در آن دوره تقسيم شود، توليد سرانه ناخالص داخلی بهدست خواهدآمد. گرچه توليد سرانه، نحوه توزيع درآمد آن جامعه را نشان نمیدهد، اما نشان میدهد که درآمد يک شهروند بهطور متوسط در جامعه مورد نظر چقدر است:
تولیدسرانه ناخالص داخلی=تولیدناخالص داخلی درهردوره تقسیم برجمعیت کشوردر آن دوره
ارزش افزوده
به ارزشی که در جريان يک مرحله يا مراحل مختلف توليدی به ارزش يک کالا يا مواد اوليه (واسطهای) اضافه گردد، ارزش افزوده گفته میشود. پس میتوان گفت ارزش نهایی يک کالا، همه ارزشهای ايجاد شده مراحل مختلف قبلی را دربر می گیرد.
راههای محاسبه ارزش افزوده
1- برای تعيين ارزش افزوده هر مرحله، ارزش کالاهای واسطهای مورد استفاده در توليد يک کالا از ارزش محصول توليد شده نهایی کسر میشود.
2- با محاسبه مجموعه مبالغ پرداختی به عوامل توليد بهکار گرفته شده در جريان توليد يک کالا (کار، سرمايه، مواد و غيره)،ارزش افزوده آن محاسبه میشود. همچنين همين شيوه را برای محاسبه ارزش افزوده در بخشهای مختلف اقتصادی مانند کشاورزی، صنعت، خدمات و غيره و در کل کالاها و خدمات در يک جامعه نيز بهکار می برند.
کسری(مازاد) بودجه
با فرض اينکه منبع اصلی درآمد دولت فقط ماليات باشد، اگر دولت دريک دوره مالی بيش از مالياتهای خالص دريافتی(T) خرج(G) کند، کسر بودجه و اگر کمتر از آن خرج کند، مازاد بودجه خواهد داشت (که به ترتيب از بازارهای مالی قرض کرده و يا به آنها قرض می دهد).
کسری (مازاد) تجاری
اگر کشوری در طول يک سال (دوره مال) مجموعه ارزش وارداتش از خارج از کشور به واحد پول بيشتر (کمتر) از صادراتش باشد، در آن صورت با کسر (مازاد) تجاری روبروست.
اقتصاد پويا و اقتصاد ايستا
تئوريهای اقتصادی را میتوان به دو صورت پويا و ايستا مورد مطالعه و تجزيه و تحليل قرار داد. هرگاه اين مطالعه و بررسی در طول زمان باشد، به آن پويا (ديناميک) گفته میشود؛ يعنی متغيرهای اقتصادی و علت پديدههای اقتصادی طی زمان در نظر گرفته میشوند. برای مثال درآمد و رشد اقتصادی جامعه در يک روند زمانی اعم از کوتاهمدت و بلندمدت مورد بررسی قرار میگيرد. اما هرگاه بررسی و مطالعه متغيرهای اقتصادی در يکزمان خاص صورتگيرد و در اين بررسی،زمان نقشی نداشته باشد،به آن اقتصاد ايستا گفته می شود.در اقتصاد ايستا معمولا يک وضعيت اقتصادی (اعم از اشتغال، توليد، درآمد، تعادل، سرمايهگذاری، مصرف و غيره) با موارد مشابه آن در يک زمان ديگر مقايسه و نتيجهگيری میشود؛ برای مثال هرگاه عرضه و تقاضای بازار و نقطه تعادل آن را مشخص سازند و تقاضا بنا به عللی جابجا شود، نقطه تعادل جديد را با نقطه تعادل قبلی آن مقايسه و نتيجهگيری میکنند، بدون اينکه فرايند زمانی اين دو نقطه مورد مطالعه قرار گيرد.
کتاب اقتصاد کلان نوشته دکتر مصطفی شريف،ناشر:اطلاعات