آیا کرادفاندینگ راه حل بحران اقتصادی آمریکاست؟
کرادفاندینگ (Crowd funding) یا تامین مالی جمعی [۱] نوعی سرمایه گذاری پول به صورت دسته جمعی و مردمی است که عمدتا از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی انجام شده و به کمک مالی ویا سرمایه گذاری روی انواع کمپانی های تازه تاسیس یا در حال تاسیس که ابداعات سود آور را در آینده یدک می کشند و یا کسب و کارهای های کوچک (اقتصادهای کوچک) در حال سقوط و حتی جمع آوری اعانه برای امور خیریه و همچنین کمپین های سیاسی از طریق وب اطلاق می گردد.
در تبیین این مسئله گفته می شود بیزینس های کوچک نیاز مالی شدید دارند و از آنجایی که به اعتبار سرمایه گذاران دسترسی ندارند؛ بنابر این وام های بانکی بدیل مناسبی برایشان محسوب می شود. اما در سال ۲۰۰۹ بانکهای امریکایی به طرز عجیبی این نوع وام ها را که از سال ۱۹۴۲ بدین سو بیسابقه توصیف شده، به طرز محسوسی کاهش دادند و در واقع دست مشاغل کوچک را در پوست گردو گذاشتند. در ۹۵ درصد از اوقات، هنگام مراجعه کارآفرینان به بانکها جواب منفی دریافت شده است.
بنا براین در اینجا بحث کرادفاندینگ پیش کشیده شده است. در واقع وقتی پولهای توده ای و مردمی روی یک کسب و کار می رود، می تواند کمپانی مذکور را زنده نگه داشته و جلوی ورشکستگی آنرا بگیرد.
مطابق آمار ۶۵ درصد از شغل های ایجاد شده ظرف ۱۷ سال گذشته توسط بخش بیزینس های کوچک ایجاد شده است. در حال حاضر ۵۲ درصد از بیزینس های کوچک به صورت home base یا مستقل بوده و تنها دو درصد از آن به صورت فرانشیز به حیات خود ادامه می دهند.
پانوشت:
[۱] واژه کرادفاندیگ از ترکیب دو عبارت جمعیت و تامین مالی تشکیل شده است و به معنای «تامین مالی جمعی» میباشد. این مفهوم اولین بار در سال ۲۰۰۶ توسط مایکل سالیوان ابداع شده است. وی با راهاندازی یک ویدئو بلاگ تحت عنوان فانداولاگ، فضایی را فراهم کرد که در آن، صاحبان ایده به منظور جذب حمایتهای مالی، در قالب فایل ویدئویی به معرفی طرحهای خود میپرداختند (Castrataro, 2011).
تامین مالی جمعی روشی است که در آن، جمعیتی از مردم به منظور تامین بودجه مورد نیاز برای راهاندازی یک پروژه جدید، حمایت از کسب و کارهای نوپا و همچنین مشارکت در فعالیتهای خیریه، اقدام به تجمیع منابع مالی خُرد یا متوسط میکنند. در این روش به جای اینکه منابع مالی مورد نیاز، به شکل بلوکهای بزرگ سرمایه و از تعداد اندکی سرمایهدار تامین گردد، از طریق استمداد از جمعیتی انبوه و با مشارکت مالی آنها(ولو به مقدار اندک)، تامین میشود(Ordinani, 2009).
در تامین مالی جمعی، خبری از واسطهها (مانند عوامل کارگزاری اعم از بانکها و موسسات مالی) نیست. بلکه سرمایهگذار و متقاضی، بدون واسطه با یکدیگر مرتبط میشوند. از اینرو با تعبیر «بانکداری اجتماعی» نیز شناخته میشود.
جِف هاو ، تامین مالی جمعی را به عنوان یکی از انواع جمعسپاری نام میبرد. وی جمعسپاری را بر اساس روش مشارکت و ابزاری که توسط جمعیت در فرآیند جمعسپاری به کار گرفته میشود، به چهار نوع تقسیم میکند. نوع چهارم جمعسپاری عبارت است از تامین مالی جمعی که روش مشارکتی جمعیت در این نوع، استفاده از ابزار مالی و پرداخت پول میباشد(Howe, 2008).
منبع: کراود سورسینگ