سه اصل ضروری برای عملی کردن نوآوری در شرکتها
سه اصل برای نوآوری که برخی از شرکتها از آنها بهره گرفته اند:
1- وقفه زمانی
یک اصل کارآمد این است که افراد برای اینکه بتوانند به ایده هایشان سر و سامان بدهند، زمانی را برای استراحت فکری در نظر بگیرند. شرکتهای گوگل و 3 ام، برای دانشمندان و مهندسان خود زمانی را برای «توقف نوآوری» اختصاص دادهاند.
اما خیلی از شرکتها نمیتوانند بپذیرند که این وقفه زمانی میتواند خیلی از اوقات کارآیی داشته باشد. بنابراین، یک رویکرد متمرکزتر ارزش بیشتری دارد. به عنوان مثال، شرکت نرمافزار بریتانیایی «رد گیت» را در نظر بگیرید. یکی از تجربههای اولیه این شرکت، «برنامه نویسی در کنار دریا» بود، به طوری که افرادی که داوطلب بودند را به مدت چند روز به ویلایی ساحلی میبردند تا محصولی نرم افزاری را تولید کنند.
یکی دیگر از برنامههایی که بعدا ایجاد کردند، در سطح شرکتی بود. به این صورت که یک بار در سال، همه باید کار روتین خود را کنار میگذاشتند و به انجام یک کار جدید و کمی ریسک زا متعهد میشدند. اینگونه اقدامات، اگر به صورت منطقی انجام شوند، زمان لازم را برای استراحت فکری کارمندان ایجاد میکنند.
2- ضعف تعریف نقش
یکی از بزرگترین موانع بر سر راه نوآوری، توصیف وظیفه
شغلی برای افراد است. این کار باعث می شود تمرکز فرد به شدت به وظیفهای خاص محدود
شود و آن فرد هیچ دیدگاهی نسبت به کار همکارش نداشته باشد و بنابراین نتواند از
همه استعداد و تواناییهای خود بهره ببرد.
شرکتهایی که نوآوری واقعی در آنها وجود دارد، هیچ گاه
وظیفهای مشخص برای کارمندانشان تعریف نمیکنند یا از روشهای خلاقانه استفاده میکنند
تا آنها را برای پیوستن به پروژههای مشترک تشویق کنند. به عنوان مثال، شرکت
اینوسنت بریتانیا که در حوزه کالاهای مصرفی فعالیت میکند، از کلیه کارمندان خود
خواسته در ارائه دیدگاه شرکت، یعنی «تولید مواد غذایی طبیعی و خوشمزه برای زندگی
بهینه و عمر بیشتر»، کمک کنند. خط تولید بزرگ این شرکت طی سالهای اخیر، توسط کارمندان
متوسط شرکت توسعه یافته است.
3- تحمل
شکست
بدیهی است که نوآوری موفق، نیازمند تحمل شکست است. برخی
دانشمندان در حوزه صنایع دارویی، کل دوران کاری خود را برای تهیه داروهایی صرف میکنند
که هیچگاه حتی یکی از آنها وارد بازار نمیشود.
عجیب است که بسیاری از فرآیندهای مدیریتی، حتی آنهایی که
از نوآوری حمایت میکنند، طوری طراحی شدهاند که از شکست جلوگیری میکنند یا آن را
نادیده میگیرند. به عنوان یک مدیر، میتوانید حس تحمل شکست از طریق مهارتها را
در افراد پرورش دهید، اما در ضمن باید روشهایی برای سازماندهی این رویکرد بیابید.
به عنوان مثال، شرکت تاتا گروپ جایزه سالانهای را برای
بهترین تلاش نوآورانه کارمندان خود که به شکست منجر شده، در نظر میگیرد. آژانس
تبلیغاتی گری نیز جایزه مشابهی را به کارمندان خود اختصاص میدهد.
به نکتهای کلیدی که این سه اصل را به هم مرتبط میکند،
توجه نمایید! هیچیک از این سه اصل، برنامهای برای تولید ایده پیشنهاد نمیدهند،
بلکه همه آنها میگویند که باید ایدهها را به عمل تبدیل کنیم.
بسیاری از شرکتها خود را درگیر تولید ایدههای
جدید میکنند و فراموش میکنند که مشکلترین بخش کار این است که این ایدهها را
عملی کنند. در واقع، پیشرفت واقعی از اینجا به وجود میآید.
منبع: دنیای اقتصاد، مترجم:مریم رضایی